در سال ۲۰۲۵ مدلهای زبانی به مرحلهای از بلوغ رسیدهاند که فراتر از تولید متن ساده عمل میکنند: ترکیب چندرسانهای (متن، تصویر، صوت و ویدئو)، زمینهسازی طولانیتر، توانایی فراخوانی ابزارها و پایگاههای دانش خارجی (RAG)، و بهینهسازی برای اجرا با هزینه و تأخیر کمتر روی ابر و حتی لبه (edge) دیده میشود. همزمان رقابت بین رویکردهای بسته و متنباز تشدید شده و مسائل مربوط به ایمنی، حریم خصوصی و تنظیمگری بهطور جدیتر در فرآیند توسعه و عرضه قرار گرفتهاند. بنابراین بازار ۲۰۲۵ همآهنگی بین عملکرد خام، کنترل و هزینه را دنبال میکند و انتخاب مدل بیشتر از همیشه مبتنی بر نیازهای مشخص کسبوکار و محدودیتهای عملیاتی است.
نسخههای پرچمداری مانند GPT-5 (نمایندهٔ تکامل اخیر OpenAI) عموماً در معیارهای کلی توانایی زبانی، ترکیب چندرسانهای و تعامل با ابزارها پیشرو هستند. نقاط قوت آنها شامل دقت بالا در تولید متن، پشتیبانی از اکوسیستم غنی (پلاگینها و APIها)، تمرکز روی سازوکارهای هموارتر برای ایمنسازی خروجیها و بهینهسازی استقرار سازمانی است. اما ضعفهایی هم دارند: دسترسی بسته یا گرانقیمت برای برخی مشتریان، تمرکززدایی محدود، ریسکهای مربوط به توهمسازی (hallucination) در موارد پیچیده و نگرانیهای حریم خصوصی زمانی که دادههای حساس به سرویسهای ابری منتقل میشوند.
کلود (Claude) و خانوادهٔ مدلهای شرکت Anthropic بیشتر با رویکرد «ایمنیِ محض» و چارچوبهایی مانند Constitutional AI شناخته میشوند؛ در نتیجه در تولید پاسخهای مودبانه، قابل توجیه و کمخطر عملکرد خوبی ارائه میدهند. مزایای کلود شامل رفتار قابلپیشبینیتر در مواجهه با مباحث حساس، تواناییهای استدلالی مستحکم و تمرکز روی تجربهٔ کاربری امن برای سازمانهاست. از سوی دیگر، نقاط ضعف ممکن است شامل اکوسیستم توسعهدهندگان کمتر گسترده نسبت به برخی رقبا، هزینه و تأخیرهای عملیاتی در کاربردهای زمان واقعی و محدودیتهایی در مقیاسبندی بسیار بزرگ باشد.
خانوادهٔ LLaMA و دیگر مدلهای متنباز نقطهٔ مقابلِ مدلهای تجاری متمرکز را نشان میدهند: دسترسی به وزنها، امکان تنظیم دقیق (fine-tuning) محلی، و نوآوری سریع جامعهٔ متنباز جزو مزایای اصلی است. این مدلها برای سازمانهایی که به کنترل کامل، سفارشیسازی عمقی و اجرای درونسازمانی نیاز دارند مقرونبهصرفه و انعطافپذیرند. اما ضعفهایی نیز دارند؛ کیفیت و ایمنی خروجی میتواند بین پیادهسازیها متفاوت باشد، نیاز به زیرساخت و تخصص فنی بیشتر برای بهینهسازی وجود دارد و فقدان پشتیبانی رسمی و راهکارهای یکپارچه گاهی مانع کاربردهای سازمانی میشود.
در کنار سه بازیگر بزرگ، مدلهای نوظهور (از جمله مدلهای تخصصی برای زیستپزشکی، حقوق، زبانهای منطقهای، و مدلهای سبک و کمهزینه) بازار را متنوعتر کردهاند. این مدلها مزایای مشخصی در دقت حوزهای، هزینهٔ اجرا و انطباق با مقررات محلی دارند، اما ناکارآمدی در معیارهای عمومی، پراکندگی استانداردها و ریسکهای ایمنیِ ناشی از آموزش ناکافی میتواند چالشساز باشد. برای انتخاب بین GPT-5، Claude، LLaMA یا مدلهای نوظهور در ۲۰۲۵ باید معیارهایی مثل نیاز به کنترل داده، بودجه، حساسیت به خطا، نیاز به سفارشیسازی و الزامات قانونی را وزن کنید؛ روند بعدی به سمت ترکیب مدلهای تخصصی و عمومی، بهبود کارایی و ابزارهای بهتر برای ارزیابی و تضمین ایمنی خواهد بود.